گاهی که فرصت دارم و گاهی که نمیتوانم چیزی را با زبان شعر بنویسم طرحهائی میکشم و نقاشی می کنم.نقاش و طراح خوبی نیستم همانطور که سالهاست ساز دهنی و نی میزنم ولی موزیسین خوبی نیستم!در هر حال برخی طرحها و نقاشی های مرا در این قسمت می بینید و نیز شماری عکسهای مرا در گذر زندگی شماری از عکسهائی که گوشه هائی از زندگی مرا توضیح می دهند نیز در این گالری می بینید

.

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آبان ۲۹, سه‌شنبه

گالری طرح و عکس شماره پنجم .گرمه garmeh


صفحه اصلی وبسایت دریچه زرد

__________________________
garmeh
روستای گرمه در دشت کویر، کویر مرکزی ایران.در این روستای کهنسال و در میان مردمان پاک سرشت و طبیعت وسیع وپاکیزه این روستا نخستین شعرها را سرودم.
































ه‍.ش. ۱۳۸۶ آبان ۲۶, شنبه

گالری طرح و عکس شماره چهارم

صفحه اصلی وبسایت دریچه زرد
http://esmailvafa.blogspot.com/


















هزار و سیصد و دوازده تا 1373شمسی
پدر 1285 تا 1380 شمسی
علی امیر کبیر کوچکترین پسر خانواده و دارای مدال قهرمانی کونگ فو در استان یزد. او در هفت تیر سال 1361.او درمقابل حرم در مشهد و در برابر چشمان پدر و مادر به جرم مجاهدت در راه سرنگونی حکومت دملایان به دار آویخته شد
علی امیر کبیر
با عیال 2001 میلادی لندن
سال اول دانشگاه 1350 شمسی
پاریس دو هزار و چهارمیلادی،عکس از منصور قدر خواه
با استادان شمس و طاهر زاده هزار رو سیصد و هفتاد و چهار
در کتابخانه خلیل الله رضائی با خلیل الله رضائی پدر رضائی های شهید احمد، رضا، مهدی، صدیقه، مهین و آذر رضائی هزار و سیصد و هشتاد و یک
انگلستان، آکسفورد.با سوزان و سگش کاسیوس که مهربانترین سگ دنیاست
شهر تاریخی جرش در اردن 1375 شمسی
میز کتاب 1386 پاریس
اندکی نواختن ساز دهنی برای دوستان.نوروز هزار و سیصد و هفتاد و دو اور سور اواز

گالری شماره سوم طرح و عکس

صفحه اصلی وبسایت دریچه زرد
http://esmailvafa.blogspot.com/






























































































قلعه باستانی روستای گرمه بازمانده از دوران هخامنشیان
مزار ابوالحسن یغمای جندقی جد اعلا در خور چهل کیلومتری گرمه
تصویری از ابوالحسن یغمای جندقیجائی که من به دنیا آمدم، روستای گرمه در قلب کویر ،روستائی که 2000 سال از عمرش می گذرد
نخلستان گرمه و درختهائی هنوز نگران تشنگی شان هستم
خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ،خاور و رستگار که معنای محبت را به من آموختند و اصطبل بزگ تابستانی مقابلش با شترها اسبها و الاغها و گوسفندانی که با صلح در زیر ستارگان کویر زندگی می کردند و حالا آنها نیز به سفر رفته اند
درب خانه پدری.در روستای گرمه در دشت کویر.آنجا که من به دنیا آمدم
و آنجا که پنج نسل قبل از من به دنیا آمدند وچشم بر هم نهادند
هزار و سیصد و چهل زاهدان با سه تن از اعضای خانواده
هزار و سیصد و پنجاه ودو یزد با شماری از اعضای خانواده
هزار و سیصد و چهل و هشت مسابقات بوکس قهرمان آموزشگاههای کشور در شیراز
تابستان هزار و سیصد و پنجاه وسه،کوی طلاب مشهد شرکت در ساختن خانه های ارزان برای بینوایان
تابستان پنجاه و سه کوی طلاب مشهد شرکت در ساختن خانه های ارزان برای بینوایان
بهارهزار و سیصد وشصت و دو پاریس
هزار و سیصد وشصت وشش با استادان شمس و طاهر زاده.پاریس استودیو کمپوس
هنگام ضبط سرود بهار بزرگ
هزار و سیصد و هفتاد و دو در یک شب شعر برای پناهندگان دریک کشتی ودر هلند
هزار و سیصد و هفتاد و چهار
هزار و سیصد و هشتاد و پنج لندن
هزار و سیصد و هشتاد و شش.با صد هزار مردم تنهائی
هزار و سیصد هشتاد و شش ،فروش کتابهای شعر